
بعد از چهارسال، چهارسال پراز خفقان و دلزدگی وقتی که همه ما چشممان را از اصلاحات به در سفارتخانه ها برای روادید دوخته بودیم.مهندس عزیز سکوتت را شکستی ورنگ سبز زدی به تمام لحظات خاکستری مردم ایران و نوری تاباندی به سرگشتگی جنون زده این جماعت خواب زده آنچنان چشمان وقیحشان را خیره ساخت که خود به دست خودشان طبل رسواییشان را همه جا زدند.موسوی عزیز همه آن هیجانات فروخفته که درچهارچوب مدنی و عقلی تو از نو جان گرفت،همه آن خنده ها و امیدهای سبز،همه آن وحدتی که از زمان خاتمی دریاد همه ما تبدیل به خاطره شده بود با آمدن تو از نو شکل گرفت.حس وطن دوستی عمیقی به همه ما دادی آنقدر که دیگر تاب تحمل دیو استبداد را نداشتیم و با تمام نیرو به دنبال تغییر برای عشق اول و آخرمان ایران سبزمان بودیم.
میرحسین موسوی عزیز،به جان جده ات فاطمه زهرا هنوز هم همه ما دوستت داریم و مدیون تو هستیم این موج سبز را.موسوی عزیز وصف شوک و آنهمه دردی که در قلب های تک تک ما ایرانیانی که تنها به امید توو برای یاری تو به پای صندوق رأی رفتیم با کلمات ممکن نیست.غرورمان شکست،آرمانمان به سخره گرفته شد،وطنمان را نوادگان چنگیزسوزاندند و شب پرستان بر سر خاکسترش چه وقیحانه به پایکوبی نشستند.موسوی رئیس جمهور محبوب نمی دانم چه کسی جواب آنهمه اشک و هق هق بامداد 23 خرداد را خواهد داد.آری کودتای سیاهی که برگ ننگین دیگری به تاریخچه وطن جگر سوخته من افزود از یاد هیچکدام از ما نمی رود.
اشک های فروخورده مان را در میان دود گازاشک آور تبدیل به فریاد کردیم وخشم و غرور جریحه دار شده مان را برسر تمام این همه وقاحت و دروغ کوبیدیم.کتک خوردیم و کشته دادیم و اوباش لقب گرفتیم.می دانم تو هم با ما بغض داشتی و با ما همراه بودی و مارا تنها نگذاشتی.من وقتی خودم را حامی مهندس موسوی خواندم و خیلی ها مرا متهم به جو زدگی کردند و رنگ سبزم را هو کردند می دانستم بعد از 20سال که آمده ای به این راحتی تنهاییمان نخواهی گذاشت. به یاد دستانی نوشتم که به عشق ایران گره شدند،به یاد بغض هایی نوشتم که به یاد تو اشک شدند،به یاد خون ریخته هموطنانم نوشتم که چه غریبانه شهید شدند،مهندس تو نماد یک فکری ،یک آرمان که اعتراض را درقالب مدنیت،صلابت و اقتدار را در قالب صبر،آرمانی که معنویت محبوس در طناب و سنگ و عربده را به رنگ سبز به ما هدیه داد،مهندس افتخار می کنم از حامیان شما هستم و شرمگین اگرلحظه ای به شما و موج سبزتان شک کردم.من ودوستانم، شما را رئیس جمهور منتخب خود و مردم ایران می دانیم.
رئیس جمهور عزیزم مهندس موسوی همیشه سبز باشید
میرحسین موسوی عزیز،به جان جده ات فاطمه زهرا هنوز هم همه ما دوستت داریم و مدیون تو هستیم این موج سبز را.موسوی عزیز وصف شوک و آنهمه دردی که در قلب های تک تک ما ایرانیانی که تنها به امید توو برای یاری تو به پای صندوق رأی رفتیم با کلمات ممکن نیست.غرورمان شکست،آرمانمان به سخره گرفته شد،وطنمان را نوادگان چنگیزسوزاندند و شب پرستان بر سر خاکسترش چه وقیحانه به پایکوبی نشستند.موسوی رئیس جمهور محبوب نمی دانم چه کسی جواب آنهمه اشک و هق هق بامداد 23 خرداد را خواهد داد.آری کودتای سیاهی که برگ ننگین دیگری به تاریخچه وطن جگر سوخته من افزود از یاد هیچکدام از ما نمی رود.
اشک های فروخورده مان را در میان دود گازاشک آور تبدیل به فریاد کردیم وخشم و غرور جریحه دار شده مان را برسر تمام این همه وقاحت و دروغ کوبیدیم.کتک خوردیم و کشته دادیم و اوباش لقب گرفتیم.می دانم تو هم با ما بغض داشتی و با ما همراه بودی و مارا تنها نگذاشتی.من وقتی خودم را حامی مهندس موسوی خواندم و خیلی ها مرا متهم به جو زدگی کردند و رنگ سبزم را هو کردند می دانستم بعد از 20سال که آمده ای به این راحتی تنهاییمان نخواهی گذاشت. به یاد دستانی نوشتم که به عشق ایران گره شدند،به یاد بغض هایی نوشتم که به یاد تو اشک شدند،به یاد خون ریخته هموطنانم نوشتم که چه غریبانه شهید شدند،مهندس تو نماد یک فکری ،یک آرمان که اعتراض را درقالب مدنیت،صلابت و اقتدار را در قالب صبر،آرمانی که معنویت محبوس در طناب و سنگ و عربده را به رنگ سبز به ما هدیه داد،مهندس افتخار می کنم از حامیان شما هستم و شرمگین اگرلحظه ای به شما و موج سبزتان شک کردم.من ودوستانم، شما را رئیس جمهور منتخب خود و مردم ایران می دانیم.
رئیس جمهور عزیزم مهندس موسوی همیشه سبز باشید

